×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۱۳ مهر - ۱۴۰۵  
true
false

رشت بیچاره چه صفایی داشتی

برای ما دهه شصتی ها و قبل از دهه شصت دیدن مناظر و ساختمانهای امروزی که در این شهر ساخته میشوند دردآور است شاید در طی روز دقتی به زشت شدن روز به روز این شهر ، شهر بارانهای نقره ای نداشته باشیم حق داریم مانند دردي شده كه كم كم وجود ما را گرفته و بی حسی را در نهادمان کاشته. ولی بیاد بیاورید شهری را که در گذشته نچندان دور سرسبز ، پاکیزه و برخوردار از مردمی مهربان و بافرهنگ بود.
بلندترین ساختمانهایش بیش از انگشتان دست نبود خیابانهایش خلوت، سرسبز و تمیز بود.
در خیابان که قدم میزدی در فاصله ای کوتاه به چند آشنا برمیخوردی ،همه با یک یا دو واسطه خود را با هم آشنا می یافتند نه مثل امروزه روز که چهره های نا آشنا در پیاده رو های گاها متعفن موج میزنند.
دستفروش هم دستفروشهای سابق که در پایان شب مقید به نظافت محدوده کسبشان بودند و گوشه ای به تجارت هرچند کوچک و کم سود خود می پرداختند. اما حالا ! در خیابان مطهری که هوس پیاده روی میکنی باید مواظب باشی که سر و صورتت از ضربات سهمگین دستفروشانی که چهره شهر را زشت کرده اند در امان باشد بعضا باید در خیابان راه بروی تا آسوده تر باشی ! این یعنی فرهنگ استفاده از پیاده رو در مهد فرهنگ ایران کم کم رنگ میبازد.
۲۰ سال است عرض خیابانها همانی است که زمانی رشت ۱۰۰ هزار ساکن داشت! سیاسیون و شهرداران و شوراهایی که بر سرکار آمده اند چه میکردند ؟ جوابش با شما.
با اندک بارندگی معابر به می سی سی پی تبدیل میشود فلان عضو شورا و فلان نسئول افتخارشان جمع آوری آبهای سطحی است به همین سادگی.
خانه های بزرگ و زیبای ویلایی کلنگی خطاب شده و دست بساز بفروشان می افتند، خانه ای با دنیا خاطره و زیبایی جای خود را به کوه بتن و سنگ میدهد و ما مشعوفیم که شهرمان در حال آباد شدن است! تا ۲۰ سال پیش رشت از نمای بالا به پارکی تمیز،سرسبز و زیبا میمانست که سرسبزیش زبانزد بود ولی حالا وقتی از داخل طیاره به رشت می نگری مانند سکه ۵ ریالی زنگ زده شده!
در کوچه های پیچ در پیچ که سابقا چند خانوار ساکن بودند اکنون چند ده خانوار ساکن شده اند از انواع اقوام . نژاد. گیلک جماعت عوض شده اند یا با خوش بینی بخوانید در حال عوض شدن هستند ، نامهربان، بی عاطفه، بی تفاوت بله بی تفاوت این آخری خصوصیت همه ما ایرانی هاست که در گیلان پر رنگ تر است.
زبان گیلکی دارد نفسهای آخرش را میکشد. آخر صحبت به این زبان بی کلاسی محض است. در خانه شما به غیر از پدر و مادر چند نفر گیلکی صحبت میکنند ؟ فرزندان شما در ۱۰ سال آینده توانایی صحبت با گویش گیلکی را دارند ؟ یقینا نه ! همه درخوابیم خواب محض.
هر مغازه داری بر اساس سلیقه خود با هر رنگی طرحی مزخرف را بر در مغازه خود ( که همان دیوار شهر است می کوبدو نهادی به فکر ساماندهی شکلی شهر نیست !)
اگر نمیتوانیم جلوی ساخت و ساز را بگیریم بیاییم حتی با استفاده از لغاتی پیش پا افتاده از زبان گیلکی به خودمان و فرزندانمان یادآوری کنیم که هویتمان چیست. چرا یک آذری باید با قدرت و افتخار بگوید اهل اردبیلم ولی یک گیلک هویت و لهجه خود را پنهان میکند؟
مگر نه اینکه در نقشه ایران عزیز رشت عزیز کوچکترین استانهاست ولی در هر جایی گیلانیان افتخاری می آفرینند و افتخار میکنند که از خاک پاک گیلان پای در عرصه جهان نهاده اند، چرا پرفسور سمیعی هویت گیلانی خود را مخفی نکرده؟ پرفسور رضا به رشتی بودن افتخار میکند و و و .. مگر نه اینکه کوچکترین جمهوری دنیا ولو برای یک هفته در رشت اعلام موجودیت نمود ؟ اولین کتابخانه، اولین تئاتر ،اولین راه آهن شمال و …. در رشت وجود داشته .
تغییر کل جامعه میسر نیست مگر با تغییر خودمان.
چه کسی میداند شاید ۱۰۰ سال دیگر شدیم جز استانی دیگر!
این روزها اما شهر خسته بی شهردار است، سرپرستی خوشنام دارد اما شهردار نه .
همه درگیر سیاسی بازی ، ریش سیاه و سفید هم ندارد.
همه اعضا به فکر همه چیز هستند جز شهر، شهر که چه عرض کنم بخوانید روستای بزرگ.
شهرداری کمتر از ۵۰% بودجه خود را محقق کرده ولی فمر و ذکر برخی شده نشست شهر خلاق!
کسی نیست بپرسد چه خلاقیتی تا کنون با این همه هزینه روی داده؟ ۸ میلیارد هزینه برای پذیرایی از شکمپرستان شرقی و غربی از جیب مردم رشت ! آنهم در این شرایط وانفسای اقتصادی.
بزرگواران شورانشین ، ریش سفیدان و سیاهان بهتر نیست این ۸ میلیارد هزینه برای خرید چند دستگاه دیالیز برای خدمت به مردم اختصاص داده شود تا مردم رشت خاطره خوبی از شورای پنجم بخاطر بسپارند؟ و از شما با نیکنامی یاد کنند؟
با این رویه که شما در پیش گرفته اید بهتر است رشت را زشت بخوانیم.
ﺭﺷﺖ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﭼﻪ ﺻﻔﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﯽ

ﺭﺷﺘﯽ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﭼﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﯽ

ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺎﺧﺒﺮ ﺑﻮ

ﺍﯾﺴﭙﻨﺪﺩﺍﻧﻪ ﺩﻭﺷﻤﻦ ﭼﺸﻢ ﻧﻈﺮ ﺑﻮ

ﺍﯾﻔﺎﺩﻩ ﻧﺎﺷﺘﯽ ﺯﯾﻨﺪﮔﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮ

ﻫﺮ ﭼﯽ ﮐﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺗﺮﻩ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮ

ﮐﻮﺟﺪﺍﻧﻪ ﺑﻮ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﭼﯽ ﮔﺮﻡ ﺑﻮ

ﺗﺨﺖ ﻧﻮﺑﻮ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﻤﯿﻦ ﭼﯽ ﻧﺮﻡ ﺑﻮ

ﺑﯽ ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮ

ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍﺳﯽ ﺩﻭﺭﻩ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﻮ

ﺍﻭ ﺩﻭﺭﻩ ﺯﯾﻨﺪﮔﯽ ﭼﯽ ﺑﺎ ﺻﻔﺎ ﺑﻮ

ﺳﺮﺥ ﺩﻭﺍ ﺯﺧﻤﺎﻥ ﺭﻩ ﺩﻭﺍ ﺑﻮ

ﺳﯿﻔﯿﺪ ﭼﻮﻃﻮ ﺑﺮﻑ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮ

ﺩﯾﻞ ﺍﻣﻪ ﺷﯿﻦ ﻫﻮﻥ ﻣﺎﻧﺴﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮ

ﺩﺍﻧﯽ ﭼﯽ ﺭﻩ ﭼﻮﻧﮑﻪ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﺑﻮ

ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﻮﺭﻩ ﺭﺣﻤﺘﯽ ﺑﻮ

ﺧﻮﺭﻭﺱ ﻗﻨﺪﯼ،ﻟﻮﺍﺷﮏ،ﺁﻟﻮﭺﻩ

ﺑﺎﺩﮐﻨﮑﯽ ﺁﺩﺍﻣﺲ ،ﮐﺎﮎ ﻭ ﮐﻠﻮﭼﻪ

ﮔﺎﻭ ﭼﻮﻃﻮ ﺧﻮ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﯾﻪ ﻭﺍﻟﯿﺴﻪ؟

ﻭﺍﻟﯿﺸﺘﯿﻤﯽ ﻫﻮﺗﻮ ﻭﺍﻟﯿﺲ ﻭﺍﻟﯿﺴﻪ

ﺑﺮﻑ ﺭﻭﺯﺍﻥ ﭼﯽ ﺫﻭﻕ ﻭ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ

ﺑﺎﻓﺘﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮐﻼﻩ ﻭ ﺷﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ

ﺭﺍﺳﺘﯽ ﭼﯽ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﻨﯿﻢ

ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺮﻩ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ

ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺭﻭﺯﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ

ﻣﯽ ﺩﯾﻞ ﺍﻭ ﺭﻭﺯﺍﻥ ﺭﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮕﻪ

ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺭﺷﺘﯽ ﻫﺎ

ﻣﯽ ﺩﯾﻞ ﺍﻭ ﺭﻭﺯﺍﻥ ﺭﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮕﻪ

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

false